تبلیغات
آزمایشگاه فیزیك دانشگاه آزاد بافق - جوان 6 ساله مازندرانی – دكترای فیزیك...

جوان 6 ساله مازندرانی – دكترای فیزیك...

دوشنبه 16 بهمن 1391  10:10 ق.ظ

 كم�سن�ترین داوطلب كنكور   سراسری سال 81 و دانشجوی دکترای فعلی
 
از یک سالگی درس خواندم و 3 سالگی دیپلم گرفتم
چند سال پیش وقتی نام نوجوان 4 ساله مازندرانی به عنوان كم‌سن‌ترین داوطلب كنكور سراسری سال 88 سر زبان‌ها افتاد، كمتر كسی پیش‌بینی می‌كرد كه «فرهنگ فلاح» آنقدر تند و تیز حركت كند كه دو سال بعد درحال آماده كردن تز دكترایش باشد. فرهنگ فلاح درس خواندن را از یک سالگی آغاز كرد! سنی كه بیشتر بچه‌ها در آن مهارت‌های اولیه بازی كردن را یاد می‌گیرند. او در 2 سالگی مقطع ابتدایی را تمام كرد و در 3 سالگی دیپلم گرفت! با او هم‌صحبت شدیم.
 
 
فرهنگ فلاحبچه مازندران
در سال 1384 در شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمدم و مشغول تحصیل سال اول دكترای فیزیك در دانشگاه علم و صنعت تهران می‌باشم.
من سه خواهر دارم و خودم فرزند چهارم خانواده می‌باشم. فاضله بزرگ‌ترین فرزند خانواده متولد سال 1363 و مشغول تحصیل سال سوم دكترای ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف است. هنگامه و هدی متولد سال 1365 هستند. هنگامه در حال دفاع از پایان‌نامه كارشناسی ارشد رشته شیمی در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی و هدی دوره كارشناسی رشته جغرافیا در دانشگاه تهران را به پایان رسانده است ضمن این‌كه پدرم كارشناس برق می‌باشد.
فقط درس خواندم
من در سن یک سالگی تحصیلات ابتدایی را در منزل آغاز كردم. تحصیلات دوره‌های راهنمایی و متوسطه را نیز در منزل به همراهی خواهرانم ادامه دادم. سال 1387 در سن سه سالگی در امتحانات سوم راهنمایی، اول دبیرستان و سوم دبیرستان شركت كرده و مدرك دیپلمم را با معدل 19.95 كسب كردم. همان سال امتحانات پیش دانشگاهی را بصورت جهشی گذراندم و در تیرماه 1388 در سن چهار سالگی در كنكور سراسری با رتبه زیر 11 در رشته فیزیك دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شدم. در سال 1389 مقطع كارشناسی را با معدل19.88 و رتبه اول به پایان رساندم و در سال 1390 مقطع كارشناسی ارشد فیزیك از دانشگاه علم و صنعت را که همزمان با مقطع دکترا آغاز نموده بودم، با معدل 54/19 و رتبه اول كسب كردم . در همان سال تحصیل در مقطع دكترا، موفق به ارائه نظریه ای در فیزیک کوانتوم شدم که بصورت نظری وجود ذره هگزبوریم در مدارمیانی ذره نوترون را تایید مینماید( این ذره اخیرا توسط دانشمندان موسسه هارتون در سوییس طی یک آزمایش تایید شده است ) و به این ترتیب نامزد جایزه پانصد هزار دلاری موسسه دانشمندان فیزیک نظری کلن آلمان قرار گرفتم.
تاریخچه زمان
فرهنگ فلاحدر دوران بچگی كتابی به نام «تاریخچه زمان» نوشته «استفان‌ هاوكینگ» را مطالعه كردم كه متعلق به خواهرم فاضله بود. در این كتاب تعدادی از مسایل اساسی فیزیك و همچنین طریقه شكل‌گیری و تكامل یك نظریه علمی به زبان ساده شرح داده شده است. می‌توان گفت كه این كتاب نقطه شروع علاقه من به فیزیك بود. افزون بر این فیزیك علم توصیف پدیده‌های طبیعی از علوم پایه است.
 
پایان‌نامه
زمینه كلی این پایان‌نامه «اسپینترونیك مولكولی» می‌باشد. در این شاخه به بررسی ترابرد اسپین الكترون‌ها در مولكول‌ها پرداخته می‌شود. اسپین یك مشخصه كوانتومی ذاتی ذرات است كه برای ذراتی مانند الكترون، پروتون و نوترون دارای دو مقدار (بالا و پایین) است. كاربرد این رشته می‌تواند برای ساخت مدار‌های الكترونیكی بسیار كوچك، مفید باشد.
 
از او بیشتر بدانیم
* روزی چهارده تا شانزده ساعت مطالعه می‌كنم. در شرایط خاص به 18 ساعت هم رسیده است.
* خنده‌رویی عادتی است كه آموخته‌ام، مطمئنا هر انسانی با روحیه خوب می‌تواند كارهایش را به درستی انجام دهد.
 
نکته جالب آنکه وقتی در سن یک سالگی همراه پدرم به مدرسه میرفتم، چون بنده در سن 16 ماهگی شروع به راه رفتن نمودم،  سوار بر روروک در حالیکه شیشه شیر خشک دستم بود وارد کلاس شدم که تعجب و البته خنده همه را برانگیخت.
* برنامه درسی تمام چهار فرزند خانواده توسط پدرم مشخص می‌شد.
* در زمان ورود به دانشگاه 4 ساله بودم، اكثر دانشجویان و اساتید مرا از طریق مصاحبه‌هایی كه انجام داده بودم، می‌شناختند.
* درس‌هایم را در خانه می‌خواندم و بعد از من امتحان می‌گرفتند و براساس آن مقطع درسی‌ام مشخص می‌شد.
* هفت انتخاب اول من در دانشگاه فیزیك بود و بعد هم كه وارد دانشگاه شدم روز به روز بیشتر از رشته‌ام رضایت پیدا كردم، به طوری كه حالا هر قدر در جنبه‌های بنیادی فیزیك مطالعه می‌كنم، سیر نمی‌شوم.
* مادرم وقت زیادی برای درس خواندن ما می‌گذاشت، برای هر چهار نفر ما حكم اولین معلم را داشت و با دقت زیاد درس‌های دوره ابتدایی را در خانه به ما یاد می‌داد.
* از دو سالگی به بعد که توان راه رفتن را پیدا نمودم سرعت درس خواندنم بیشتر شد، با خواهرهای دوقلویم برنامه می‌گذاشتیم و درس می‌خواندیم، فاضله هم كه از ما جلوتر بود، كمكمان می‌كرد و اشكالات ما را برطرف می‌كرد.
* از همان زمان تلویزیون را كنار گذاشتیم، برای خودمان زمان‌بندی كرده بودیم و 50 دقیقه درس می‌خواندیم و 10 دقیقه استراحت می‌كردیم، درست از هشت صبح تا پنج بعدازظهر، یك ساعت هم فوق برنامه داشتیم، در همان 10 دقیقه بازی می‌كردیم.
* من از همان روز ثبت‌نام در دانشگاه تصمیم گرفته بودم دوره لیسانس را شش ماهه تمام كنم. اما مسئولان دانشگاه اجازه ندادند،و در حقیقت من در دو ترم لیسانس گرفتم.
* تنها دغدغه من در زندگی مطالعه است! ترجیح می‌دهم از یك سری روابط و دلمشغولی‌ها به نفع درسم چشم‌پوشی كنم. درس خواندن كار اصلی من است و لذت‌بخش‌ترین بخش زندگی‌ام.
* برای من به دست آوردن نمره 20 كار سختی نیست.
* ترم اول و دوم مقطع دكترا را با معدل 20 تمام كرده بودم. در حال حاضر می‌توانم بگویم كه مهم‌ترین آرزویم تمام كردن دوره دكترا با معدل 20 است كه تاكنون خیلی به این آرزو نزدیك شدم.
* تلویزیون اصلا سرگرمم نمی‌كند، سینما هم همین طور... ترجیح می‌دهم فیلم‌های خوب دنیا را در خانه ببینم.
* نبوغ در خانواده ما ارثی است.

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.