تبلیغات
آزمایشگاه فیزیك دانشگاه آزاد بافق - امید

امید

پنجشنبه 25 فروردین 1390  11:10 ق.ظ

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد، این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟! حیرت آور است! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد…!

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

نتیجه: ما از شکست هایمان درس نمی گیریم، شکست را راه پیروزی نمی دانیم و زود خسته می شویم

نوشته شده توسط: محمد | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

foot pain diagnosis
یکشنبه 11 تیر 1396 03:20 ق.ظ
First off I would like to say great blog! I had a
quick question that I'd like to ask if you don't mind.

I was interested to find out how you center yourself and clear your
head before writing. I have had trouble clearing my thoughts in getting my thoughts out.
I truly do take pleasure in writing but it just seems
like the first 10 to 15 minutes tend to be lost just trying to figure out
how to begin. Any ideas or hints? Thanks!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 06:12 ق.ظ
Thank you for any other informative website. The place else may I get that type of info written in such an ideal means?
I've a undertaking that I'm just now operating on, and I have been on the glance out for such information.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:09 ب.ظ
Unquestionably consider that which you said. Your favorite reason appeared to be on the net the easiest thing to have in mind of.
I say to you, I definitely get annoyed at the same time as other people consider worries
that they just do not realize about. You managed to hit the nail upon the top and also defined out the whole thing without having side-effects , folks could take a
signal. Will likely be back to get more. Thank you
بانوی دریا
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 10:17 ب.ظ
چند تا چند تا وبلاگ؟؟؟!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر